على دوانى

22

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

مىدانيم : اول اين كه در اغلب تواريخ داستانى راجع به آمدن ابو العلاى معرّى به مجلس سيد مرتضى در ضمن گفتگو از متنبّى شاعر معروف نقل مىكنند كه ابو العلاء شعرى از متنبّى مىخواند و سيد ناراحت مىشود ، و چون آن را طنزى به خود مىدانسته ، دستور مىدهد ابو العلاء را از مجلس بيرون كنند ! حال آن كه اين داستان ساختگى است و كاملا بر خلاف واقع و دون شأن سيد مرتضى ، و مخالف با تعريفى است كه ابو العلاء از شخصيت بزرگ آن مرد علم و دين مىكند . ديگر اين كه در اغلب تواريخ راجع به بخل و مال دوستى سيد مرتضى و حتى ميزان ثروت او چيزهائى نقل شده كه باز ساختگى و برخى هم مبالغه است داستان برخورد او و سيد رضى برادرش با فخر الملك وزير ، نيز مانند داستان ابو العلاء ساخته دشمنان و بدخواهان سيد مرتضى و آن مرجع بزرگ شيعه بوده است . براى اطلاع از اين قضيه نگاه كنيد به مقدمه ديوان سيد مرتضى كه به تفصيل ساختگى بودن آن را روشن ساخته است . « 42 » . يافعى ضمن شرح حال سيد او را « مردى بسيار بخشنده و بزرگوار » توصيف مىكنند « 43 » و سيّد شريف تاج الدين حسينى حلبى در گذشتهء سال 753 ه - مىنويسد : « او پيوسته مراقب حال مستمندان و مواظب بسيارى از خانواده‌هاى نيازمند بود . براى بسيارى از افراد بىبضاعت ماهانه مقرر داشته بود كه خود آنها از منبع آن خبر نداشتند ، و پس از رحلت سيد كه ماهانه قطع گرديد متوجه شدند » « 44 » از سيد مرتضى پسرى دانشمند به نام محمد ، و دخترى فاضل بر جاى ماند كه اين دختر دانشمند « نهج البلاغه » تأليف عمويش سيد رضى را از خود وى روايت نموده است و شيخ عبد الرحيم بغدادى معروف به « ابن اخوه » نيز از اين بانوى فاضله روايت مىكند ، چنان كه قطب راوندى در آخر شرح نهج البلاغه آورده است » « 45 »

--> ( 42 ) مقدمه ديوان سيد مرتضى - مقاله رشيد الصفار ج 1 - از ص 48 تا 61 . ( 43 ) - مرآت الجنان - ج 3 ص 55 . ( 44 ) - غاية الاختصار - چاپ نجف - ص 76 . ( 45 ) - مقدمه ديوان سيد مرتضى - ج 1 ص 111 - 112 .